تبليغاتX
نیم رخ - صبر كن

 

صبر كن:

آئينه را كمي بالاتر بگير:

و صورتت و چشم هايت را و بودنت را ببين:

و آئينه ات را بگير سمت آسمان:

و خودت را و خدا را" با هم" ببين:

و كمي شكر كن:

و بخوان اش:

و بخند:

.

.

.

قسم به بزرگي ات

و لحظه هايي كه از آن من كرده اي

بي عهدي كه با تو در دل بسته ام

دنيا و دار و ندارش

به چشم بر هم زدني هم نمي ارزد

بودن و هستي ام را چون تو مي خواهي،مي خواهم

 و هستم

و چون تو خوب مي خواهي، كاش باشم، و بمانم

 و بميرم

.

.

.

امروز دفترم با دستهاي مهربان تو ورق مي خورد

و انگار من ... 23 ساله شده ام!

.

.

.

.

.

پ ن۱: و مادرم و دستهايش و بي نهايت حضورش

 

+ نوشته شده در  87/02/06ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط نیم رخ  |