تبليغاتX
نیم رخ - هزار و سیصد و ....
 

تَه ِ تَه ِ همهء اتفاقا رو که بگیری و برسی و نگاه کنی یه چی هست که مدام مشغولت میکنه ؛ که چطور و چگونه از کنار ِ نشانه هایی که مثه نقل و نبات میریزه رو سَرِت گذشتی . که گاهی دست به زاری زدی و گاه اسیر خوشی شدی ! و از همه مهمتر اینه که چقدر به " سعادت " نزدیک شدی و یا دور ؟

.

.

.

و من و تو باید که بتونیم به این سوال جواب بدیم !  

.

.

.

و امشب را به پاس ِ نعمت هایی که بهمان عطا کردی شکر خواهیم گفت !

.

.

.

ابنای روزگار به صحرا روند و باغ

صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبر است

.

.

.

سال نکویی داشته باشید دوستای خوبم

 

+ نوشته شده در  86/12/29ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط نیم رخ  |