شب !
چراغهای قرمز .... یک دو سه ... ده بیست ... صد دویست ............
چراغهای سفید .... یک ... ده ... صد ... هزار .........................
م َ ر د ُ م ِ م ُ ر د ِ ه
و اصولا یه مَرضی هست که هست ! توی آفتاب یا حتی توی مهتاب هم بدو بدو از اینطرف به آنطرف زیر و رو می کنیم دنیا را ! بعد هم مینشینیم پای ِ کولر گازی ! بعد هم جانمان می خواهد در بیاید از مَرض ! بعد تر و مرتبط اینکه : یک واژه ای هست به اسم " عین دال الف ت " که توی این بیست و چند سال به واژهء " کاف ث الف ف ت " تبدیل شده است ! !
ولی با همه ء اینها .... باید رای داد !
تا همین ته مانده ها هم رسوب نکرده اند ...
و اینجا را هم در راستای " سنتوری " و " انتخابات " بخوانید